فوت کوزه گری

فوت کوزه گری

        می‌گويند که در زمان قديم و در يکی از مناطق مرکزی ايران، جوانی برای شاگردی به نزد يک استاد کوزه‌گر رفت. استاد کوزه‌گر در ابتدا از پذيرش جوان به عنوان شاگرد خودداری می‌کرد، ولی بالاخره راضی شد. جوان سال‌ها و سال‌ها پيش استاد شاگردی و کارآموزی نمود و استاد هم هر آن‌چه که از اصول و فنون کوزه‌گری را می‌دانست به جوان آموخت به جز يک اصل مهم! جوان بعد از ده‌ها سال شاگردی پيش استاد، به اين نتيجه رسيد که خودش هم‌اکنون به يک استاد تبديل شده است و بنابراين بايد يک کسب و کار مستقل راه بياندازد و به قول امروزی‌ها کارآفرينی کند!
    کارآفرين جوان داستان ما، با اعتماد به نفس زياد از دانشی که در طول مدت کارآموزی کسب نموده بود، شروع به ساخت کسب و کار جديد خود نمود. از فاميل، دوستان و آشنايان و شايد هم بانک(!) و شايد هم از محل طرح‌های زودبازده(!) مقداری پول و سرما‌ه اوليه دست و پا کرد و کارگاه کوزه‌گری خود را راه انداخت. خاک‌ها را الک کرد، خمير مورد نظر را ساخت و روی چرخ کوزه‌گری، کوزه‌ای را ساخت و سپس آن را در کوره قرار داد و بعد از آن‌هم کوزه را رنگ کرد. اما يک مشکل .........

ادامه نوشته

درخت بخشنده

درخت بخشنده
________________________________________
      روزي روزگاري درختي بودو درخت عاشق پسر کوچيکي بودو پسرک هر روز به سراغ درخت مي رفت و برگهاي درخت رو جمع مي کردو با اونا واسه خودش تاج مي ساخت واداي سلطان جنگل رو در مي آورد از تنه درخت بالا مي رفت و روي شاخه هاش تاب بازي مي کرد و از سيب هاي درخت مي خورد گاهي اوقات هم با هم قايم موشکبازي
مي کردندو وقتي که پسرک خسته مي شد زير سايه درخت مي خوابيد.
و اينطور بود که پسرک عاشق درخت بود...
خيلي زياد.
و درخت خو شحال بود اما زمان گذشت...
و پسر بزرگ تر شدو درخت بيشتر اوقات تنها بود و بعد يک روزپسر به سراغ درخت اومد درخت گفت:بيا پسر جان.بيا و از تنه من بالا برو و روي شاخه هام تاب بازي کن و از
سيب هاي من بخور و زير سايه من استراحت کن و خوشحال باش.
پسر گفت: من ديگه براي از درخت بالا رفتن و بازي کردن زيادي بزرگم. من ميخوام اگه بتونم ......

ادامه نوشته

الاغ پیرفرصت طلب

الاغ پیر فرصت طلب

 

     کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی توی یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از تو چاه بیرون بیاورد. برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زود تر بمیرد و زیاد زجر نکشد.
مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاکهای روی بدنش رو می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد سعی می کرد روی خاکها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و بیرون آمد.

نکته مدیریتی
مشکلات زندگی مثل تلی از خاک بر سر ما میریزند و ما مثل همیشه دو انتخاب داریم. اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود.
الاغ در روبرو شدن با یک مشکل، به شکل ظاهری آن که تهدید بود توجه نکرد بلکه با رویکرد متفاوت جنبه فرصت آن را یافت و آز آن بهره برد.

پرواز بوفالوها

پرواز بوفالوها
         در چندسال اخیر مباحث مربوط به رفتار سازمانی مورد توجه دانشمندان مدیریت بوده است .در این مورد استعاره ای در برخی از کتابها نقل قول شده است که  بیان آن خالی از لطف نیست و در آن سازمانی به تصویر کشیده شده است که به صورت بوفالویی یا  غازی شکل باشد. یکی از مشاوران ارشد علم مدیریت از قول مدیر یک شرکت معظم تعریف می کرد که او می گفت: اوائل خواستار آن بودم که گله ای از بوفالوها داشته باشم . بوفالوها حیوانات جالبی هستند ، همگی وفادار به یک پیشرو هستند و آن چه را که به آنها    گفته می شود، دقیقا انجام می دهند آیا این جالب نیست؟!  لحظه ای به این بیاندیشید شما افرادی دارید که به شما وفادارند ، آیا وفاداری جالب نیست؟! افرادی داریم که دقیقا آنچه به آنها گفته شده است انجام می دهند ، آیا این چیزی نیست که ما خواستاریم؟ بوفالوها بسیار بزرگ و عظیم الجثه هستند. وقتی آنها به منطقه ای کوچ می کنند، تمامی منطقه را اشغال می کنند رئیس بوفالوها بودن بسیار خوشایند است هرچند با پاره ای از ناملایمات نیز همراه است. بوفالوها پرسش نمی کنند آنها فقط  دنباله روی می‌کنند.کافی است که بوفالوی جلودار را شناسایی نموده و به سمت پرتگاه هدایت کند. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ تمامی گله در پی او حرکت خواهد کرد. بوفالوها تا زمانی که چیزی به آنها نگفته شده است، حرکتی نخواهند کرد. تا وقتی که به آنها گفته نشود که چه کار بکنند، ............
ادامه نوشته

دکتر سلیمی نمین (پدردانش حل مساله )

 

دکتر سلیمی نمین (پدردانش حل مساله )

دکتر سليمي نمين، پدر دانش حل مساله روز 3 دي ماه سالگرد درگذشت دكتر سليمي نمين پدر دانش حل مساله و بنيان‌گذار نوآوري نظام‌يافته( TRIZ ) در ايران بود. محمد حسين سليمي نمين در سال 1323 در شهر تبريز چشم به جهان گشود. چهار سال ابتداي دوران کودکي را در سبزوار و دوران جواني را در مشهد سپ...

ادامه نوشته

کتاب چه کسی می گوید فیلها نمی توانند برقصند!

چه کسی می گوید فیلها نمی توانند برقصند!
نویسنده : لوئیس گرستنر
مترجم: امیر توفیقی
# تعداد صفحه: 320
# نشر: انستیتو ایز ایران (02 اردیبهشت، 1385)
# شابک: 964-8068-69-0
# قطع کتاب: وزیری



" چه کسی می گوید فیلها نمی توانند برقصند؟" نوشته ی لوئیس گرستنر یکی از بزرگترین مدیران دهه های گذشته است که به مدت 9 سال مدیر عامل شرکت آی بی ام بوده است.

[ ادامه مطلب ]

پمپ

پمپ

 

یک پمپ قدیمی.

پُمپ یا تُلُمبه وسیله‌ای مکانیکی برای انتقال مایعات است که با افزایش فشار جریان آن، امکان جابجایی مایعات را به ارتفاعی بالاتر (با افزایش هد) یا حتی پایین دست (معمولاً حوضچه یا مخزن) فراهم می‌آورد.

پمپ کاربردهای فراوان در صنعت و حتی در وسایل نقلیه دارد. مانند پمپ بنزین یا پمپ آب خودرو تا پمپ‌های بزرگ برای پر کردن حوضچه‌های تعمیر کشتی.

ادامه نوشته

راه حسین،کوتاهترین راه رسیدن به بهشت است.

راه حسین،کوتاهترین راه رسیدن به بهشت است.

 خون جاری عاشورا، تا ابدیت در رگ و ریشه آزادگی جاری است.

حسین،میزان سنجش صداقت آدمی است و قبول ولایت حسین، براتِ آزادی انسان از جهنم پلیدیهاست.

عاشورا،عاشقانه ای آرام در قلب واقعه کربلاست.

حسین،زیباترین نامی است که در شناسنامه بشر نوشته اند.

عاشورا،صحنه نمایش فراگیر و فشرده تمامیت کارزار خوبی و بدی است.

ادامه نوشته